زیبا با دلی به وسعت دریا

روزها ست که سکوت می کنم

اما خوب است که خدا صدایم را می شنود

خدا هوایم را دارد

خدایا باز هم کمی خسته ام

کمکم کن

می ترسم

شاید چون دست هایت را نمیبینم

آرامش را به ما بازگردان

نوشته شده در شنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٥ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط زیبا نظرات () |

خدایا ممنونم

خدایا ممنونم که هنوز هم دوستم داری

خدایا ممنونم که هنوز هم دعای بارانم را اجابت می کنی

خدایا ممنونم که هنوز هم به من امید می دهی

خدایا هزاران بار ممنونم

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط زیبا نظرات () |

دلم باران می خواهد ...

باران که نه سیل

از آن سیل ها که آرامم کند...

فردا سرکار نمی آیم شاید ظاهرا

دلم می خواهد بخوابم ...

کاش می شد...

خدایا در زمان های دور هر گاه احساس تنهایی می کردم برایم آرزوی باران ،،،، پر از باران بود

خدایا تنهایم/.////

باران می خواهم ...

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط زیبا نظرات () |

می گویند هر جور دلت می خواهد باش!!!!

چگونه در این زندان دنیا می توانی هر جور می خواهی باشی

حتی نمی توانی یک ساعت با خودت خلوت کنی و فکر کنی!!!!

تنها باشی و یک فنجان قهوه بخوری و آنقدر فکر کنی تا افکارت به انتها برسد

چگونه می شود...!!!!

در این دنیا که باشی همه چیز را باید فقط ببینی ...

حال خوش مسافرت دو روزه را چقدر زود از ما گرفتن ....

چه خوشی زودگذری !!!

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ توسط زیبا نظرات () |

دیشب پسر کوچکم را آزردم

عصبانی شدم

گفتم می روم

گریه کرد

گفت نرو

قول داده ام تا جان دارم دیگر نگویم می روم

دیگر بدون تو هیچ جا نمی روم

میدانم لیاقتم بیشتر از این چیزهایی است که دارم

ولی همیشه می گویم خدا را شکر

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط زیبا نظرات () |