زيبا با دلی به وسعت دريا

سلام یه چند وقتی شاید نباشم

یه چند وقتی یعنی خیلی

خیلی یعنی یک ماهی می شه

به خاطر امتحانات

تا 26 دی که امتحانم تموم بشه

 

یه خبر اینکه

خبر رسید که دوست خوب و مهربونم فاطمه مزدوج شد ....خیلی خوشحال شدم

ان شاء الله خوشبخت بشه

فاطمه خیلی دختر خوبیه  از اون دخترای ناب که توی این زمونه کم پیداست

 

 

فعلا می رم تعطیلات دعا بفرمایید.

یاحق

نوشته شده در یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |

 

سلام دریای مهربان من

یک سال گذشت وعموی مهربانم رفته است

کسی نمی داند که به من چه گذشته است

هر کس به هوای خود از او یاد می کند

من اما یاد او مرا هر روز صدا می کند

تنها آنچه که مرا کمی آرام میکند

غم  حسین است که فاطمه برآن گریه می کند

سختی دراین دنیا امانم بریده است

آنچه امیدی است صبرزینب است

 

خدایا نمی دانم به کدام نام بخوانمت

یا شافی یا وافی

یا صابر یا واحد

 ..

کاش دریای من !به من هم می آموختی که این وقت ها خدا را به کدامین نام بخوانم تا پاسخم گوید

گاهی می گویم خوب شد محرم آمد تا با گریه بر حسین داغ خود را کمی آرام کنم

هر روز بیشتر احساس تنهایی می کنم

هرروز وقتی به دور و برم نگاه می کنم و کسی را نمی بینم بیشتر تنها می شوم

هر روز وقتی جایی را ندارم که بروم بیشتر گریه می کنم

هر روز وقتی زخم های درد می گیرد و فریادم در سینه خاموش می شود بیشتر صدایم می گیرد

نمی دانم چه باید کرد

صبر و صبر و صبر

تنها چاره ی بی مالیاتی است که سنگینی اش بدتر از هر چیز دیگری است

کاش جایی بود که کمی گریه می کردم تا آرام شوم

توان حرکت ندارم و خسته ام

خسته ام

خدایا تو آرامم کن

باز هم صدایم همین جا خاموش می شود

دریایم برایم دعا نمی کنی

من باز هم جز تو کسی را ندارم همچون همیشه

باز هم محتاج دعاهای تو ام

برایم دعا کن

نوشته شده در دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |

عشق چیست؟

 

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌
عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌
عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی
عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه‌ای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار
باور امکان با یک گل بهار
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
عشق یعنی این که انگوری کنی
عشق یعنی این که زنبوری کنی
عشق یعنی مهربانی در عمل
خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی یک نگاه آشنا
دیدن  افتادگان  زیر  پا
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
عشق یعنی ، ماهی راهی شده
عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس
بردن آنها به بیرون از قفس
عشق یعنی جنگل دور از تبر
دوری سرسبزی از خوف و خطر
عشق یعنی از بدی ها اجتناب
بردن پروانه از لای کتاب
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا ، ناتوان عشق باش
پهلوانا ، پهلوان عشق باش
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر
واگذاری آب را بر تشنه تر
عشق یعنی ساقی کوثر شدن
بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
نیمه شب سرمست از جام سروش
در به در انبان خرما روی دوش
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده‌ای درمان کنی
عشق یعنی خویشتن را نان کنی
مهربانی را چنین ارزان کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس      
در مقام بخشش از آیین مپرس
هرکسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید که او را نان دهد
عشق یعنی عارف بی خرقه ای
عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای
عشق یعنی آنچنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی جسم روحانی شده
قلب خورشیدی نورانی شده
عشق یعنی ذهن زیباآفرین
آسمانی کردن روی زمین
هر که با عشق آشنا شد مست شد
وارد یک راه بی بن بست شد
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود
درجهان هر کارخوب و ماندنی است
رد پای عشق در او دیدنی است
سالک آری عشق رمزی در دل است
شرح و وصف عشق کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام


"زنده یاد مجتبی کاشانی"

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |

سلام .

این چند وقت نبودم

می دونم خیلی گذشت

ولی عروسی برادر شوهر جان بود 

و من هم به عنوان عروس بزرگ شدیدا درگیر

آخه خانواده شوهرم زیاد وارد نیستن و منم زینب بلا کش

دوست داشتم هر کاری که واسه ی من انجام ندادن برای جاری ام انجام بدم

 

می دونم هر کی بخونه توی ذهنش می گه :

جاری !!!!

در هر صورت فامیل شوهر من هم که عادت دارن دقیقه 90

4 روز مونده به عروسی و حنابندان یادشون اومد لیاس بدوزن

تازه کلی هم سر قیمت با خیاطم چونه زدن

طفلکی خواهر شوهرم

 

هر چی بود گذشت و به همه خوش گذشت

منم که ما بین خبرهای دادنامه های داداش مهدی از جانب زنش اعصابم رو بهم می ریخت و سعی کردم همه چی رو توی خودم داشته باشم

 

خدایا کمک کن ما هر چه زودتر از دست این دختره راحت بشیم ...

امروز روز اول ماهه

خدایا اینو ازت میخوام که خیلی زود ما رو از شر این دختر نجات بدی

از وقتی این دختره وارد خانواده ما شده زندگی همه رو بهم ریخته ...

توی این دو سال روز خوش نیدیدیم

حالا هم که مهریه اجرا گذاشته

خدایا خودت جوابش رو بده !!!!

اعیاد گذشته و آینده مبارک

نوشته شده در شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |

سلام

 

خوبید؟؟

این روزا فرصت اومدم به ویلاگ رو نداشتم

و امروز روز مفیدیه ...میگید چرا ؟؟؟

صبح از 8 تا 12:30 مدرسه ام

از ساعت 2 تا 6 دانشگاه ...

از 7 تا 8:30 کلاس زبان

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |