زيبا با دلی به وسعت دريا
سلام امروز ۲۰ شهریور ۱۱ سپتامبر روز تولدمه. از وقتی اتفاق ۱۱ سپتامبر معروف شده خیلی ها زیبا رو با ۱۱ سپتامبر یادآوری می کنند. چه بدشانسی !!! چیزی که می خواستم بگم این بود : امروز یه تصمیم خیلی مهم توی زندگیم گرفتم ... تقریبا بعد نماز صبح پس گله ای نباشه که چرا قبلش نگفتم خواهشا تا چند روز پیش مطمئن بودم تصمیمم درسته ...تصمیمی که عکس این تصمیم بود و الان یه چیزی می گه که کاری دارم انجام می دم درسته امشب شام مهمان دارم ...حدود ۲۵ نفر نه به خاطر تولدم. رفتم سر کار و مرخصی گرفتم و برگشتم خونه و الان هم دارم می رم به کارهام برسم مکان جشن: جای همیشگی بهترین کافی شاپ شهرتون برید و از خودتون پذیرایی کنید . برام ایمیل بزنید شماره حساب و مبلغ قابل پرداخت رو بگید حالا کیه که پرداخت کنه؟؟؟!!!! زیبا داره می ره ... داره می ره یه مدتی مرخصی نمی دونم کی بر می گردم !!! ۱ ماه دیگه ۱ سال دیگه ۱ هفته دیگه ولی دارم میرم چون خیلی کارها هست که باید انجام بشه . هر سال روز تولدم به خودم نمره می دم . امسال رد شدم با نمره ۶۵ ولی امید هست ... دریا ممنونم از هدیه ات خیلی بزرگ بود چیزی رو بهم نشون دادی خیلی عجیب بود هنوز هم آبی می نویسم آبی می پوشم آبی آرایش می کنم لاک آبی می زنم دریا کمک کن عاشق هیچ کسی غیر تو نباشم ممنون دوستت دارم با تمام وجودم فریاد می زنم : دریا دوستت دارم دریا دوستت دارم دریا دوستت دارم دریا دوستت دارم دریا دوستت دارم دریا دوستت دارم یه تذکر: خیلی برام مهمه که کسی که ادعای دوست داشتنم رو داره روز تولدم یادش باشه واسه همین سعی می کنم هیچ وقت روز تولد کسی رو فراموش نکنم. يادآوري اول ماه رمضان پارسال: یادمه بهت قول دادم برای ارشد بخونم و قبول بشم ... دلم نمی خواد بد قول باشم ، هر چند که تو بودی ... ولی می دونم توی بعضی از لحظه ها کنارمی و احساست میکنم . مخصوصا اون شب هایی که بارون می باره ... دلم می خواست بودی و خواب برات تعبیر می کردم .. دلم می خواست بودی و می گفتی بخواب ، آروم بخواب و به هیچ چیز فکر نکن ، و من می گفتم هیچ فکری مطلق ..!! یادمه گفتی قدر چیزی رو که داری بدون ، ندونستم ، تقاصش رو هم پس دادم . می دونم ناشکری کردم ، می دونم خیلی وقت ها وقتی از چیزهایی که می دیدم و می شنیدم عذاب می کشیدم می گفتم خدایا دلم می خواد ... الان می فهمم که خیلی ناشکری کردم . تا چند روز فکر می کردم دیگه دریا دوستم نداره ، دریایی که سال هاست با منه ولی من فقط 15 ساله که می شناسمش ... گفته بودی دوچیز در این دنیا باقی می مونه ، نور و صدا ... این روزا خیلی خواب می بینم و چیزهایی که در طول روز می بینم احساس می کنم همه اش قبلا تکرار شده ...انگاری این مسیر زندگی ام رو دارم دوباره می رم . یادته گفتی این دنیا مثل یک پرانتزه برای انسان ، که در مسیر حیاتش قرار گرفته . با دنیا اومدن وارد این پرانتز می شه و با مردن از این پرانتز خارج می شه ...و زندگی اصلی جای دیگه است. می بینی ! حتی با آوردن اسمت احساس آرامش می کنم . دلم می خواد همیشه این طوری باشم ....آروم و ساده !!!! ردپاهات رو پیدا می کنم اما بیام بگم چی؟! می ترسم دیگه قبولم نداشته باشی . گفته بودی روانشناس خوبی می شم ...اما خیلی اوضاع تغییر کرده . خیلی وقته از خیلی چیزها فاصله گرفتم ...اما هنوز اون قدرها هم به فقر احساس دچار نشدم که از زیبایی هایی که منوبه نور الهی وصل می کنه دور بشم . وقتی به آسمون نگاه میکنم ، وقتی به ماه نگاه میکنم ، وقتی صدای بارون رو می شنوم ، وقتی تپه های زیبا و سر سبز رو نگاه می کنم ...وقتی صدای باد توی شاخه ها می پیچه ، وقتی آسمون با صدای محکم رعد روشن می شه ، وقتی برگ درخت ها سرخ می شه ، وقتی نور آفتاب گرمم می کنه ، وقتی نسیم صورتم رو نوازش می کنه ...از همه این ها عاشقانه لذت می برم ... دلم واسه دریا تنگ شده ...مخصوصا الان که خیلی وقت هاطوفانیه و با موج های بلندش آدم رو غافلگیر میکنه ... چشمام رو می بندم ... سعی می کنم چهره ی تورو مجسم کنم و با تو آروم بشم .... دلم نمیاد حرفام رو همین جا قطع کنم ولی اگر بخوام همین جوری بنویسم ، حالا حالا ها تموم نمی شه ... خدایا ! اگر قراره توی امتحان به اون سختی رد بشم ، اگر قراره ظرفیت بعضی از چیزها رو نداشته باشم ، ترجیح می دم .. بمونم . ترجیح می دم هر هفته تب داشته باشم و از یک سرما خوردگی کوچیک بترسم ... ترجیح می دم از بوی الکل از حال برم تا اینکه ... خدایا ! اینا رو گفتم که بهم بیشتر کمک کنی ، ازت می خوام بیشتر هوام رو داشته باشی ...ازت می خوام واسه هر اشتباه کوچیک تنبیهم کنی تا به اشتباهات بزرگ فکر هم نکنم . ای خدا ! وقتی صدات می کنم اشک توی چشمام جمع می شه ... می دونم خیلی بزرگی ...خیلی مهربونی ...اما منو تنها نذار. جز تو کسی رو ندارم که تکیه گاهم باشه ... خیلی دوستت دارم . سلام قشنگ ترینم خیلی وقته از تو نگفتم خیلی وقته دیگه موندی توی تنهایی هام ... جایی که فقط و فقط جایگاه توست. مهربونترینم دریای قشنگم هر جا برم هر کجا باشم همه فکرم تویی دلم برات خیلی تنگ شده یکی دو روزیه خیلی آرومم بی وزن سبک احساس می کنم همه فهمیدن من چقدر آروم شدم . آرومم کردی اون همه اضطراب و نگرانی و پریشونی رو مخصوصا از وقتی از مشهد اومدم ... گرفتاری هام و خیلی چیزای دیگه باعث شد ناسپاس بشم . خسته شدم اما حالا تو هستی ... با همه بزرگیت تمام امیدم تویی دلم می خواست قشنگ ترین جمله رو واسه تبریک بگم ساده ترین و قشنگ ترین فکر کنم همین باشه دریای من تولدت مبارک با تمام وجودم احساست می کنم . چشمام رو که می بندم تور و میبینم که بهم لبخند می زنی از اینکه هستی ممنونم دوستت دارم

