زيبا با دلی به وسعت دريا

سلام .

می دونم که مدت هاست این جا نمی نویسم .

امروز وقتی صفحه کامنت ها رو باز کردم کامنتی دیدم از یک آشنای قدیمی .

 

salam khanomi
delam baraton tsang shode che mikoni dar zemn doa ei sale tahvil yade ma nabodiii abji
dadashet chetore yani pesaram
pesar kocholoei man ke e parche atrishe ziba donya ro be ham mirize va eshghe baba nima hast man basham baghale hich kasi nemire

من برد به خاطرات

 

به روزهای شوق وبلاگ نویسی .

ترم اول دانشگاه  درس ساختمان گسسته داشتم و موقع خوندن درس یه مطلبی نوشتم بدین شرح با عنوان عواقب خواند ساختمان گسسته :

شجره نامه وبلاگی

 

وبلاگ جای عجیب و غریبیه ! تو این دنیای وارفته ...خیلی اتفاقات جالب انگیز ناکی رخ میده ...مثلاً : زیـبـــا یه بابایی داره به اسم صـــــــدرا  ... این تازه شروع فامیلیت ماست ...نه از اون ماستی که می خوریم بلکه از ماست که برماست ... امان از دوغ لیلی ..ماستش کم بود ...آبش خیلی  !  از طرفی زیبا یه داداشی به اسم باران داره ! که این باران خودش چند صد تا خواهری داره که یکیشون صدفی و یکیشون یاسه !  نتیجه اینکه صدفی و یاس شدن خواهری زیبا !  از یک طرف زیبا چند تا برادر دیگه داره به اسامی میلاد و محسن و م عروج و محمد و نیما و شروین ... یعنی اینا همه شدن خواهر برادر ... از طرفی نیما بابایی صدفی شده ...بنابراین : نیما بابای همه این بچه هاست ... یه چیز جالب  : زیبا دارای دو بابایی شده ...جل الخالق .. پس نتیجه اینکه نیما و صدرا  یک نفر هستند ...که با فرض مجزا بودن نیما و صدرا متناقض است . تازه شیوا و فرشید هم هستند که به جمع این خانواده کم جمعیت اضافه شدند ... تازه  باران و زیبا یه خاله دارند به اسم عقیق ...پس عقیق ، خاله این بروبچه هاست  ... واااااااااااااااااااااااااای چه آش شلم شوربایی شد !حالا فکر می کنید مامان این همه بروبچ کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مامانی نیما !

 حالا هرکی جا مونده بگه ما به این درخت پوشای مینیمم که در حال حاضر صعودی اکید می باشد اضافه کنیم . اینم اثرات یک امتحان تووووووووووووووووپ !

 

 باز میگن درسا کاربردی نیست !

 این درس رو 20 شدم

من جا افتادم....داداش صدف و باران .... سابقآ پسر نیما..الان داداشش !!!!!
نویسنده: shervAn [http://sg1.persianblog.ir]
می گم ، من نفهمیدم سر پیازم یا ته پیاز ، یا اصلآ خودش !!!! .......... سلام  ، زیبا جان . خوبی ؟  بابا این قدر درس نخون ، داری می زنی به در و دیوار .. خطرناکه .. ( چشمک)
نویسنده: shiva [http://829729.persianblog.ir]
سلام . بابا دیگه عذر و بهانه قبول نیست . امتحانات تمام شده . و کسی هم وبلاگ داره باید چه کار کنه ؟    ........ آفرین باید ....... آپدیت کنه ......... البته اگر حالش را داشتی عزیز . ......... خدا نگهدار خواهر عزیز و مهربان من ..پونه دوست شما
نویسنده: پونه
سلام٬کجایی خاله جون؟:))))))
نویسنده: عقیق [http://aghegh.persianblog.ir]
سلام ... ان شا الله تو این امتحانت هم موفق میشی ... به امید دیدار ...
نویسنده: میلاد

 

سلام.من اومدم شکل درخت خانوادگی رو بکشم ببینم چه شکلی میشه اما اینجوری که معلومه خیلی در هم بر هم شد...زیبا جون پس من چی؟...منم بیا توو فامیلتون باشه؟ دختر خاله ای ...دختر عمویی...زن دایی :دی هر جا جا بود منم بذار...میتونی ه آخر اسمم رو حذف کنی و دایی بشم.چطوره؟؟؟!!!آپدیت کردم.خوشحال میشم سر بزنی.موفق باشی.
نویسنده: firoozeh [http://firoozeh59.persianblog.ir]
سلام  راستش چند روز طول کشید تا کاملا فهمیدم قضیه از چه قراره . ولی یه نکته برام نا مفهومه ! ! ! و اون اینه که اگر مثلا میلاد و محسن با هم دوست بشوند اونوقت محسن می شود دوست ، پسر صدرا . که خوب از طرفی هم بچه  صدراست و یا برای صدفی می شه هم داداش هم دوست داداش که به عبارتی دوست برابر می شه با داداش . البته اینو از قانون ریاضیات کمک گرفته ام . و اگر از این قانون پیروی کنیم پس باید بگوئیم که دوست ، پسر برابر است با پسر . و اگر باز هم از ریاضیات کمک بگیریم باید گفت پسر به توان 2 بعلاوه صدفی می شود می شود مجذور عروج بعلاوه نیما تقسیم بر محمد . البته این در صورتی ممکنه که سن مامانی نیما برابر باشه با ................ ببخشید چه کسی دکتر روانپزشک خوب سراغ داره ؟ ؟ ؟ اجالتا سریع خبر بده .
نویسنده: shervin [http://arianfard.persianblog.ir]
سلام... آره درست نوشته بودی... توی این بلاگا انگار که همه با هم فامیلن... !
نویسنده: ایمان [radi3020@hotmail.com][http://radi.persianblog.ir]
سلام ...  باید دهن این پوته خانومو بوسید ... البته ببخشید منظورم اینه که حرفشو بوسید ... که خوب حرفی زدن آقا ... به امید دیدار ... شاد باشید و برقرار ...
نویسنده: میلاد [http://poshtekonkooriha.persianblog.ir]
همه اینا زیر سر داداش باروووووووونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:D:
نویسنده: sadafi [http://sadafi.persianblog.ir]

 

سلام زیبا خانم . دیگه آخرش بود زیبا .
نویسنده: mohsen [http://mz2t.persianblog.ir]

 

سلام. خانواده پر جمعیتی هستین.... دور سفره که می شینید قاشق و چنگال / به تعداد لازم یادت نره.....شادباشی و برقرار

 

سلام زیبا جون خوبی من که پاک گیج شدم اما حاضرم عمه همه بچه ها باشم موافقی موفق باشی قربانت
نویسنده: نداجون [http://star-home.persianblog.ir]

 

زندگی اینترنتی از نوع ایرانی!
نویسنده: هومن [http://baran2.persianblog.ir]

 

 

سلام خانواده بسیار خوبی دارید و از همه مهتر اینکه دختری . به نام زیبا و خاله ای به نام عقیق دارید . امیدوارم که همان طور که در دنیای واقعی خانواده ها هیچ وقت همیدیگر را فراموش نمیکنند . توی دنیای مجازی هم همدیگر را فراموش نکنیم . فکر کنید بیست ساب دیگه کی کجاست و داره چه کار میکنه . آن موقع یک یادی از هم بکنیم خیلی جالبه . ...راستی من را توی این خانواده راه میدید . .....
نویسنده: پونه
دوباره سلام٬دفعه قبلی عجله داشتم ونشد  درست بگم
به نظرم این خانواده یواش یواش اگر گسترش پیدا کنه
نیاز به امکانات رفاهی هم داره...به به چه شود....دایی
کم دارین..عمه وعمو البته اگر با اینها موافق باشین...چون همه خاله ودایی هستن ولی عمه وعمو  نمیشن:(..خوب تکلیف منو روشن کن ببینم خاله چند نفرم:((((((((((((((((((((قربانت....ببینم بقال وچقال نمیخواهین؟
نویسنده: عقیق [http://aghegh.persianblog.ir]

 

 

بابایی
ببین من فکر بکنم میافتی درس رو چون من یک جا برادرتم یکجا پدرت اینکه نمیشه اااااااااااااااا در ضمن من افتخار میکنم که خواهر گلی و یا دختر گلی مثل شما داشته باشم..... وای من نمی دونستم اینقدر بچه دارم پس تنظیم خانواده چی میشه که من اونجا تو انجمنش دارم جلوگیری از ازدیاد جمعیت میکنم
نویسنده: xxx [http://farari666.persianblog.ir]

 

سلام ... خوبی زیبا خانوم ؟ آی گفتیا ... آخرش این تابع فامیلی وب لاگ نویسا صعودی که هست ؟ به نظر من یه دیفرانسیلم ازش بگیر ببین چی در میاد ... تازه هنوز پیوستگی شو بررسی نکردی ... آخ سرم گیج رفت آخه سوال مربوط به پیوستگی رو تو امتحان غلط نوشتم ...
سلامت باشید ان شا الله ... و به امید دیدار ...
نویسنده: میلاد [http://poshtekonkooriha.persianblog.ir]

 

سلام خوبی ... تو هم که مثل من حسابی قاتی کردی ... البته حق داریم با این درس و امتحانات و .... آخرش یه جمله کم داشت  "" پیدا کنید پرتقال فروش را... ""
نویسنده: صدرا

 

اینا نظراتش بود

 من

 

 

 

 اما حالا هر کدم از اعضای این خانواده یه جای دنیا در حال زندگی هستن
 

آقا نیما الان صاحب یه پسر خوشکل به نام آپتینه و با همسرش در دبی زندگی می کنه

داداش باران ازدواج کرده و دنیای وبلاگ نویسی رو سپرده به امیر

بابا صدرا هم مدت هاست ازش خبری ندارم و الان دیگه باید درسش تموم شده باشه

میلاد هم باید ترم های آخر دانشگاه باشه هر چند مدت هاست ازش خبری ندارم .

جند باری به وبلاگش سر زدم که دیدم نمی نویسه

صدفی ، شیوا ، شروین ، شروان  ازشون بی خبرم

هومن هم گاه گاهی برام کامنت می ذاره

یاسی عزیزم چند سالی هست که ازدواج کرده

فیروزه عزیزم هم 29 اسفند سال گذشته (87) ازدواج کرد و به عشقش رسید . چند باری باهاش تماس گرفتم ولی نتونستم باهاش صحبت کنم . تلفن همراهش که جواب نمی ده و هیچ وقت هم منزل تشریف نداره . ان شاء الله خوشبخت بشه

خاله ناهید گلم هم چند سالی هست که از کانادا اومدن و ایران ساکن هستن .چند باری بهشون گفتم که وقتی کانادا بودن بیشتر از هم خبر داشتیم .

پونه هم ازدواج کرده

م . عروج هم الان باید ترم های آخر فوق لیسانسش باشه

و الان توی این دنیای وبلاگ نویسی فقط داداشم مهدی مونده و مرد دلتنگ و حسین  ، نجمه گلم

زیبا هم که خودم باشم تقریبا یک سالی هست که مزدوج شده .

زمان چیز عجیبیه .

بعد چهارم موجودیت ناشناخته های بسیار داره و ما نمی دونیم به کجا کشونده می شویم .

تا سال آینده و سال های بعد چه تغییراتی ایجاد می شه رو خدا می دونه

احتمالا داداشم مهدی به دانشگاه مورد علاقه اش خارج از ایران می ره ( در ضمن فردا روز تولدشه ... تولدت مبارک )

حسین هم مزدوج می شه و

مرد دلتنگ یه شرکت بزرگ تأسیس می کنه و نجمه !!!!

چه پیش بینی هایی

واقعا ما به کجا می رویم ؟؟؟؟

 

التماس دعا

بدرود

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |