زيبا با دلی به وسعت دريا

سلام

اینجا شده خونه ای که ازش رفتم و گاهی فقط واسه دادن قبض هاش بهش سر می زنم

شده یک خونه ی متروک و فراموش شده

خونه ای که هر لحظه اش برام یک خاطره است

دیشب خواب خاطراتم رو می دیدم

حالا دیگه دارم از خونه خودمون هم می رم .... و خاطراتش برام همیشه موندنیه

خاطرات گل مریم

شبای رفتن تو              شبای بی ستاره است

اینجا رو می خوام گردگیری کنم و به زودی بر می گردم

می خوام رنگ به دیوارهاش بزنم و داخل بنا رو عوض کنم

تا اون روز

بدرود

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |