زيبا با دلی به وسعت دريا
تغییر در روند زندگیش حاصل شد . می خواست زودتر به اهدافش برسد . چرا خودش به این موضوع فکر نکرده بود که شاید اول مسیرش اشتباه بود . بلافاصله کتاب های مربوط را فراهم نمود و شروع به خواند ن کرد هر روز عاشقانه تر می خواند و به تصمیمش مطمئن تر می شد دلش می خواست با خواهرش این موضوع را در میان بگذارد اما با خود فکر کرد نکند که من موفق نشوم به همین خاطر سکوت کرد مادر از تغییر روحیه ی او بسیار خوشحال شد و از این که می دید او در حال خواندن درسهاست مسرور بود اجازه نمی داد در کارهای خانه کمک کند برایش چند یک ساعت چای و میوه می آورد و او هم سخت می خواند فرصت چندانی نداشت و باید از فرصت ها استفاده می کرد . ادامه ...

