زیبا با دلی به وسعت دریا

دلم می خواست يه جوری باهات دعوا ميوفتادم....سرت داد می کشيدم و بهت می گفتم که چقدر از دستت عصبانی ام...اومدم بگم خداحافظ...فقط و فقط همين يه عمر از دست مثل تو کشيدم ديگه بسه...خسته شدم از تو و همه ...آخه چرا نمی خوای بفهمی
باشه من اصلا هيچی سرم نمی شه...هر کاری دلت می خواد بکن...هر چند می دونم کاری رو که نبايد می کردی ....کردی...پس ديگه از من چی می خوای...حالا ديگه از دست تو عصبانی نيستم...بيشتر از دست خودم عصبانيم
ديگه خسته شدم
خسته شدم
خسته شدم
موفق باشی
نوشته شده در دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٢ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |