زیبا با دلی به وسعت دریا

کاشکی می شد که من برم

از اين ديار بی کسی

به جايی که هيچکی نبود

بدون هيچ دلواپسی

برم به يک جنگل و کوه

جنگلی که زنده هاشم

درخت بود و پرنده بود

غذام باشه آفتاب گرم

خوابم باشه شر شر آب

صدام باشه خش خش برگ

دلم باشه يه آسمون

من باشم و تنهايی هام

صدام بره به آسمون

خدا بگه پيشم بمون

اونجا منو خدا باشيم

هيچ وقت از هم جدا نشيم

آی خدا جون بازم می گم

که من فقط تو رو می خوام

حتی اگه تو هم نخوای

بازم می گم تو رو می خوام...

نوشته شده در پنجشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٢ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |