زیبا با دلی به وسعت دریا

سلام

باز هم به يادت هستم باز هم نه...هميشه به يادت هستم

تو را ياد می کنم بتا تمام نيکی های عالم و در مقابل به يادش هستم با تمامی ظلم های عالم...روزی گفته بودی که هيچگاه از کسی متنفر نشو اما نميشود آنچنان آتش نفرتی در وجودم شعله ور شده که قادر به خاموش کردن آن نيستم...نمی دانم تو را بايد به سبب خوبی های بيش از اندازه ات بازخواست کنم يا او را به خاطر ظلم های بی نهايت...

تا ديروز زندگی برايم معنای خدمت داشتولی امروز معنای انتقام ..ولی انتقام از که؟!!

از تو که مرا ميان اقيانوسی رها کردی يا از او که باعث غرق شدنم شد...

نميدانم

نوشته شده در سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۳ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |