زیبا با دلی به وسعت دریا

به نام او که جاودان است
زمان مديدی است که در واديمان قطره اشکی بر زمين باير غم نمی بارد
چه بی وفايند مردم
تلآ لوخورشيد در آبی بی انتها را بنگر
حتی خورشيد نيزکنون سايه خويش را از نظر ها پنهان می دارد
برو!به دنبال او برو!
اما هيچ گاه به او نمی رسی
برای رسيدن به او تنها چاره ی عبور از طريق عشق است
مشقت راه بسيار است و تو غافل از آن...
نسيم ملايم می وزد و در اين گرما سوزی بر جان می زند تو گويی نيرويی عجيب و نفوذپذير داردکه درخت سبز بلند قامت نيز در مقابلش تعظيم می کندوبر دست هايش بوسه می زند
باران نيز با او همراه می شودو فرمانبردار اوست
ابر ها تابع اويند
و
اين نيروی اعجاب آور مرا به خود می خواند
ترنم آوازش درگوش هايم پيچيده
و آرامشی بر روحم می بخشدکه تمام عمر در جستجوی آن بودم
"و چه حيرت انگيز است که آرامش به آن عظمت در نسيمی مطبوع آرميده"
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٢ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ توسط درخشنده ی زیبا نظرات () |