دلم واسه همتون تنگ شده

سلام .

نمی دونيد که چقدر دلم واسه همتون تنگ شده ..اما اصلاً فرصت نمی کنم بنويسم ...اميدوارم همگی سلامت و شاد باشيد.

قومی غم دين دارد و قومی غم دنيا

بعد از غم رويت غم بيهوده خورانند

وينان که بديدار چنين ميل ندارند

سوگند توان خورد که بی عقل وخسانند.

بدرود07.gif

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد رضا

سلام ... به نظر من . نه من و نه شما حق نداریم آدما رو به خاطر کارایی میکنند مواخذه کنیم ... چون ما شرایط اونها رو نداریم پس شکوت بهترین کاره ... موفق باشی منم دلم خیلی برات تنگ شده .( منظورم از مواخذه این مصرع است :سوگند توان خورد که بی عقل وخسانند.)

mansoor

سلام . سابقا زود به زود می نوشتی . اميدوارم همچنان وبلاگت با نشاط باقی بمونه ... روزگارت خوش

عاشق شعر

سلام دوست خوبم.ممنون از اينكه بهم سر زدي.خوشحالم كردي.موفق و شاد باشي.

عقیق

سلام عزيزم،اين ايام سوگ رابه تو تسليت ميگم و اميدوارم که بهره مند و راهياب در اين ماه باشی،سلام برسون و التماس دعا

یلدا

سلام چه قدر سخته که توی جمع باشی و نباشی.چه قدر سخته که ببینی دوستات یکی یکی دارن ترکت میکنن.یعنی چند تا عدد و رقم بی ارزش،ارزش دوستی ها رو به این راحتی زیر سوال میبره.یعنی اگه یکی ازماها(وبلاگ نویسا) به یکی دیگه کامنت نداد باید به سادگی یک خواب ازش گذشت؟؟؟؟دوست وب نویس من میشه به من جواب بدی که چرا بدون خوندن نوشته هام،برام کامنت الکی میذاری.میدونی به نظر من،ما هممون به یه جفت گوش برای شنیدن احتیاج داشتیم که اون رو توی دوستای خودمون پیدا نکردیم این بود که به طرف اینترنت و وبلاگ نویسی اومدیم.پس چرا به این راحتی داریم همدیگه رو به خاطر 1 یا 2 کامنت فراموش میکنیم؟؟؟؟؟؟میشه یکی ازشماها که با عجله دارین،کامنت های دیگران رو میخونین تا یه چیزی ازنوشته صاحب وب متوجه بشین و سریع بنویسید که:(( سلام زیبا بود،سر بزن))،به من جواب این سوال رو بده که فرهنگ وبلاگ نویسی مون کجا رفته؟شاید من توی اشتباهم،پس لطفا من رو از اشتباه بیرون بیار.منتظر توجیه ات هستم. یا حق......

wontgiveup

می دونی تو چيزی نوشتی که دقيقا حس الان منه!!! الان خيلی وقته که دلم واسه همشون تنگ شده...خيلی وقته..اما ثانيه های ساعت چنان درگيرت می کنه که ترجيح ميدی فراموشيو به حافظت غلبه بدی...اگرچه سر خودتو شيره ميمالی!! تنگ شده؛دلم!

فیروزه

خواهری جونم سلام...نماز و روزه هات قبول... می دونی که هميشه به يادت هستم...دلم برات خيلی تنگ شده...مواظب خودت باش.به همه سلام برسون.

شهروند درجه صفر

سلام .... عيد است دلم خانه ويرانه بيا / اين خانه تکانديم ز بيگانه بيا / يک ماه تمام ميهمانت بوديم / يک روز به مهمانی اين خانه بيا ... مبارک ... بدرود

shamila

سلام خوشحالم که بعد از مدتها دوباره برگشتم و به وبلاگه قشنگ تو سر زدم منتظرتم