سلام

خیلی وقته می خوام آپدیت کنم ولی دستم به نوشتن نمی رفت

الانم خیلی حس و حال نوشتن ندارم

از هوای گرم متنفرم هر چند دیروز کلی بارون بارید

نمی دونم چرا ولی خیلی بی حوصله ام

بی خوابی هام درست نمیشه شاید واسه همین بی حوصله ام

نگرانی هام دو برابر قبل شده اما بازم خدا رو شکر

جالبه هنوز هیچی نشده همسر محترمه قاطی کرده

می گه من نمی دونم تو چه جوری  از پس این همه مسئولیت بر میای

تازه برنامه های جدید بابا هم که جای خودش داره

آخ که چقدر دلم می خواد برم یه هفته یه جایی از همه آدما دور باشم

یکی دو شب پیش داشتم با محمد آقا صحبت می کردم بهش گفتم نرسیدم به مامانت زنگ بزنم حالش رو بپرسم گفت به خودت اینقدر سخت نگیر گفتم تو این چیزا رو درک نمی کنی اما من چون خودم همچین شرایط مشابهی دارم و دوست دارم برادرم بعد ازدواجم لااقل اگر ۴ روز من حالش رو می پرسم یا حال خانومش رو می پرسم یه روز هم اونا این کارو انجام بدن واسه همینم چون خودم ناراحت می شم سعی می کنم هیچ وقت این شرایط رو به وجود نیارم ...

همه افکارم به هم ریخته است

زندگیم از نظمش خارج شده

اصلا نمی دونم باید چی کار کنم

خدایا

چقدر دلم می خواد بخوابم

مسئله ای که چند روز اخیر پیش اومده و داره اذیت میکنه .... چیزی که باید وانمود کنم نمی دونم . حتی در موردش حرفی نمی تونم بزنم

خدایا خودت بهم صبر بده

من چه جوری واسه زندگی که هیچ چیزش مشخص نیست برنامه ریزی کنم

چقدر دلم می خواد برم مشهد

  تنهای تنها

جالبه

هنوز یاد نگرفتم خودم رو دوتا در نظر بگیرم

یه همکار بیکار هم داریم که همه اش منتظره ببینه من چیکار می کنم .........

دیشب مجلس حنابندان حدیث بود ......... همه اش نیم ساعت رفتم و از اونجایی که خواهر عروس خانوم آرایشگاه پیدا نکرد من مسئول آرایشش شدم و بعد هم جای دیگه دعوت بودم و گفتم بر می گردم

اما کی حوصله داشت برگرده؟؟؟

موضوع عروس بود که دیده بودمش ... خیالم راحت شد چون آرایشگاهی که رفته بود رو خودم معرفی کردم همه اش دعا می کردم کارش خوب شده باشه ....

بی خیال این هم از مهمونی رفتنمون

دلم می خواد برم کنار دریا فریاد بزنم ///////

تازه دارم می فهمم زندگی کردن با من چه کار سختیه

از پسش برمیاد؟ مگه نه ؟؟

فقط همینه که بهم آرامش می ده

خدایا بهم صبر بده

بهم صبر بده

بهم صبر بده

خیلی دوستت دارم

دعا کنید

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.عروج

اوووووووووووووووووووووووووول شدم آیا؟؟؟

م.عروج

خواهری اول از همه که امیدوارم اون مشکلی که مجبوری به روی خودت نیاری و داره عذابت میده هر چه زودتر حل بشه. ببین گلم بی تعارف می گم از دست من کاری بر میاد؟ به خدا غصه می خورم ناراحتیت رو می بینم ببین اگه حرفات سنگینی می کنه یه خونه ای هست که می تونی اونجا حرفات رو بزنی. راحت و آزاد. یادت هست؟ برات دعا می کنم خیلی زیییییییییییییییییییییاد [گل][گل][گل]

م ه د ی

دوم اینکه : مبارکههههههههههههههههههه ....... بابا خانم اخمالو یه کم مهربون تر باش با آقا محمد [تایید] ..... مثلا اینو بهش بگو : به من گفتی دوستم داریو من به خیابان رفتم اتق جا مناسبی برای پرواز نبود[گل] ...... بازم مبارکه ...... تو زندگی که خدا جریان داره مشکلی پیش نمی یاد ....... ...... بارانب باشی ... س ل ا م م ه د ی[گل]

عقیق

سلام عزیزم سخت تگیر درست میشه ارام باش و ساده عمل کن خودتو به دردسرهای دست پا گیر نداز همه بستگی به تو و روش عملکرد تو داره. اول از همه توکل بخدا بعد صحیح عمل کردن منطقی[ماچ][قلب][گل]

محمد حسین

سلام . زنده نگه داشتن خودمون اولین و آخرین و دشوارترین کاری ست که انجام می دهیم .گاهی اون قدردر روزمرگی های زندگی محو می شویم که خطیر بودن این مسئولیت را از یاد می بریم . زنده باشید . خدانگهدار .

نجمه

سلام علیکم که چیزی نیست آرهههههههههه [عصبانی] فعلا علی الحساب شاد باشی از ظهور مولا یا علی

تی تی

كاشكي يه كم به خودت استراحت ميدادي كم كم قبول ميكني كه دونفريد و از دنياي تجرد مياي بيرون عجله نداشته باش عزيزم[ماچ]

مریم

سلام زیبا جان خوبی عروس خانم؟ ایشالله که همه ی مشکلات به زودی حل می شه عزیزم فقط باید صبر کنی می دونم خودت اینا رو بهتر از من می دونی ایشالله همشه موفق باشی[گل]