عشق چیست؟

عشق چیست؟

 

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌
عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌
عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی
عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه‌ای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار
باور امکان با یک گل بهار
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
عشق یعنی این که انگوری کنی
عشق یعنی این که زنبوری کنی
عشق یعنی مهربانی در عمل
خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی یک نگاه آشنا
دیدن  افتادگان  زیر  پا
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
عشق یعنی ، ماهی راهی شده
عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس
بردن آنها به بیرون از قفس
عشق یعنی جنگل دور از تبر
دوری سرسبزی از خوف و خطر
عشق یعنی از بدی ها اجتناب
بردن پروانه از لای کتاب
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا ، ناتوان عشق باش
پهلوانا ، پهلوان عشق باش
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر
واگذاری آب را بر تشنه تر
عشق یعنی ساقی کوثر شدن
بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
نیمه شب سرمست از جام سروش
در به در انبان خرما روی دوش
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده‌ای درمان کنی
عشق یعنی خویشتن را نان کنی
مهربانی را چنین ارزان کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس      
در مقام بخشش از آیین مپرس
هرکسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید که او را نان دهد
عشق یعنی عارف بی خرقه ای
عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای
عشق یعنی آنچنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی جسم روحانی شده
قلب خورشیدی نورانی شده
عشق یعنی ذهن زیباآفرین
آسمانی کردن روی زمین
هر که با عشق آشنا شد مست شد
وارد یک راه بی بن بست شد
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود
درجهان هر کارخوب و ماندنی است
رد پای عشق در او دیدنی است
سالک آری عشق رمزی در دل است
شرح و وصف عشق کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام


"زنده یاد مجتبی کاشانی"

 

 

/ 6 نظر / 19 بازدید
سیب حوا

غريبستان الهي مردمان اين حوالي زمين را كرده اند از عشق خالي حقيقت از دل ما رو گرفته دل ما از شرارت بو گرفته كشاورزي به جاي بذر لاله بكارد در زمينش آه و ناله زمين درگير قحط و خشكسالي همه در فكر آب و نان خالي يتيمان را در اينجا مي فروشند چو كالايي بشر را مي فروشند خريداران آنها سكه پوشند همه در فكر بزم و عيش و نوشند زمينها خاك حاصلخيز غارت بشر گمگشتة شهر شرارت همه با روح مريم مي ستيزند سحر از جام شبنم مي گريزند خريداران پستي بيشمارند شرف را بر سر مِي مي گذارند خدا گل را به بستان ها فرستاد بشر گل را به گلدان ها فرستاد خدا گل را دليل و سوره خواند بشر آن را سر خنجر كشاند خدا آلاله ها اهدا نمايد بشر با ناله ها سودا نمايد خدا زخم شقايق را سرايد بشر مرگ حقايق را سرايد خدا بذر عطوفت را عطا كرد بشر افسار غارت را رها كرد خدا تالار حيرت را برآرد بشر ايوان نفرت را برآرد خدا حق حقيقت را ادا كرد بشر خود را ز آئينه جدا كرد خدا باران رحمت را ببارد بشر مرداب رخوت را برآرد خدا تصوير جنت را كشيده بشر خود را به دوزخ ها كشيده خدا لالاي هستي را بگويد بشر هم شعر پستي را بگويد خدا بر شاخه ها توت

زلال

عشق رو عشق است [قلب] [نیشخند] . [گل]

برگریزان

[گل]

برگریزان

اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟ کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟ چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری... بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود ! [گل]

مقدم

سلام آپم دوست داشتین یه سر بزنین و نظرتون رو در مورد شعر سوزان (عشق)مطرح کنین.

محمدعلی رضایی

امام علی (ع)فرمود : ارزش مرد به اندازة همت اوست ، و راستگويى او به ميزان جوانمردى اش ، و شجاعت او به قدر ننگى است كه احساس مى كند ، و پاكدامنى او به اندازة غيرت اوست . --------------------------------------------------------- با سلا م وعرض وقت بخیر [گل][گل][گل] خیلی ممنونم که کلیک رنجه نمودید وقدم سر چشم ما گذاشتید [گل][گل][گل] همین با عث شد که بیام ومطالبی که با حسن سلیقه خوبت انتخاب کرده بودی بخونم [گل][گل][گل] دست مریزاد همیشه در پناه حق شاد وامید وار قلمت هم مانا[گل][گل][گل]