آنچه گذشت ...

سلام

می دونم خیلی وقته ننوشتم

و می دونم خیلی وقته جز یکی دو نفر به وبلاگ کسی سر هم نزدم

از 17 اردیبهشت تا امروز اتفاقات زیادی افتاده

مهم ترینش تصمیم به ازدواجه

شاید کسی توی موقعیتش قرار نگیره با خودش بگه ازدواج که سختی نداره

اما قبول کردن یه آدم جدید توی زندگیت که شناخت کاملی هم ازش نداری سخته

و فکر کنی تا آخر عمر باید کنارش باشی سخته

بعضی وقتا توی مسیر راهی که می ری نمی تونی انتخاب کنی

انگار راه برات انتخاب شده و راه برگشتی هم وجود نداره

بعد از این همه خواستگارهای کوچیک و بزرگ با شغل های متفاوت و خانواده های متفاوت

کسی شاید باور نشه تو یه همچین انتخایی داشته باشی

خدایا ازت می خوام کمک کنی

دلتنگم

شاید اگر گل مریم من بود این قدر تحت فشار نبودم

نه واسه انتخابم

واسه تصمیم گیری

خواهش می کنم برام دعا کنید

این قدر این اتفاق بزرگه که همه اتفاقات در کنارش جانبی جلوه می کنن

ولی خوب خبره دیگه

احتمالا از مهر علاوه بر مسئولیت کامپیوتر دبیرستان و پیش دانشگاهی پ... قراره چند ساعتی

هم تدریس ریاضی چند تا کلاس به من محول بشه

و خیر دیگه این که رتبه کنکور ارشدم افتضاح بود

فکرش رو هم نمی کردم

وقتی فکر می کنم کنار درس خوندن چقدر کار واسه انجام داشتم ،‌ به نظرم میاد شاید اون جوری

که باید نخوندم

به امید خدا از شنبه هم باید دوباره درس بخونم

دیروز شاگرد خصوصی هام هم تموم شدن ... چه اوضاعی بود

صبح تا ظهر سرکار ...تازه یه سری کار رو بیار خونه... ساعت 4 تا 8 شب شاگرد ....بعدش هم باید شام درست کنی و ناهار فردا و کارهای خونه ...

این چند روز فرصت نمی کردم به خودم فکر کنم

خبر بعدی این که گوشی مبایل خریدم خیلی دوسش دارم خیلی خوشکله ... یه گوشی جمع و جور ... یه عکس باهاش میندازم که باور کنید ...البته اینم بگم که تقریبا هدیه است و واسه همینم خیلی دوسش دارم.

نگرانم

نه مثل همیشه

بلکه بیشتر از همیشه

نگران خونه و بچه ها

چقدر نفس کشیدن برام سخت شده

نمی دونم چرا ...

توقعات بابا هم سؤال برانگیز شده

کاش می تونستم بهش بگم اینا چیزایی که خودت خواستی

چند شب پیش خواب بدی دیدم

زنگ زدم گفتم باباجون مواظب خودت باش

دیشب که اومد گفت تصادف کردم و... خوب شد سفارش کردم

بی حوصله ام

دلم واسه باران تنگ شده

اینم رسم زندگیه

گرفتاری های زندگی نمی ذاره چند تا کلمه با خواهرت صحبت کنی

می دونم گرفتاره کار و زندگیشه

واسه مشکلی که واسه کارش پیش اومد نذر کردم

خدا رو شکر حل شد

دوست دارم ماه خرداد زودترتموم بشه

7 خرداد تولد خاله ناهید عزیزم بود .

من تبریک گفتم ولی بازم تبریک

امروز حتما باید به زینب زنگ بزنم

مامانش باید جراحی می شد . چند بار زنگ زدم جواب ندادن

خداکنه اتفاقی نیفتاده باشه و همه چی به خوبی پیش رفته باشه .

راستی یه خبر دیگه که تازه یادم افتاد اینه که فاطی عزیزم هم رفت سر خونه و زندگیش

ان شاء الله خوشبخت بشی فاطی جونم در کنار محمد آقا روزای قشنگی داشته باشی

بازم نگرانم

فکر کنم تا زنده ام این نگرانی ها در مورد برادرهای خوبم همراهه منه

مهدی جان به فکرت هستم هر چند ازت بی خبرم

خدایا چه جوری همه چی رو کنار هم بچینم

کمک کن

دریای من

بی طاقت شدم

تنهام نذار

جرات نوشتن رو برات ندارم

بعد از 7 شب که برات نوشتم ... چیزی که باعث می شه آروم بشم اینه که راهنمای مسیرم تویی

برام دعا کن

برای همه ما دعا کن

دوستت دارم

یه چیز دیگه

دنبال اینم که کارم رو درست کنم برم مکه ... یا بهتر بگم حج

دعا کنید درست بشه

از همه دوستانی که موضوع ازدواجم باعث .... شد معذرت می خوام

من ازدواج کنم یا نه همیشه زیبا هستم

وقتی این جوری فکر می کنید که دیگه نباید باشم دلم می گیره

خیلی حرف زدم ببخشید

دعا کنید برام

/ 28 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داوود

خداوند از فضل خویش غنی ات میکند...وپاداش همه رنج های دمادمت را خواهد داد با رنج دیگری بنام زندگی مشترک... وزیبا زندگی خواهی کرد هرچند بارنج...اگر قدر زیباییت را بدانند...رنج وصبر که با تو رفیق دیرینه اند...نمیدانم ان خوشبخت کیست...اما خدا این لیا قت را به او ارزانی داشته است...خوشبخت باشی... وخوشبختیت مستدام[گل]

حسین اکبری نودهی

بسم رب الحسین ( این الطالب بدم المقتول بکربلا ) اللهم عجل لولیک الفرج -------------------------- سلام و عرض ادب به محضر شریف شما امیدوارم همواره در راه ترویج اندیشه های ناب گام برداشته و در این مسیر موفق و پاینده باشید . ----------------------------------------------------- چند نکته قابل تأمل : زنگ تفریح دنیا ؛ گذرا می باشد . زنگ بعد ؛ حساب داریم !! در طوفان حوادث ؛ با خدا بودن کارگشاست نه (ناخدا بودن) امروز اولین روز از باقیمانده عمر ماست ... قاضی روز جزا ؛ خود ؛ شاهد اعمال ماست . -------------------------------------------------------- و یک نکته ی دیگر : ( فاطمیه وعاشورا محصول به فراموشی سپردن غدیر خم می باشند . ) اگر غدیر خم .... ای کاش غدیر خم..... ---------------------------------------------------------- به کلبه فرهنگی ام بیائید و با نظرات ارزشمندتان راهگشایم باشید . www.nodehaki.blogfa.com یاعلی ... و همواره با علی بدرود تا درودی دیگر -------------------------------------------- [گل][خداحافظ]

عریان زیر باران

این همه دلشوره ای که نوشتی منو یاد مامان و مامان بزرگم انداخت. بیشتر دلشوره ها و نگرانی ها از تلقین میان. نترس همه چی به موقش درست میشه. همه هم ایشالا که حالشون خوبه. تو تنها کاری که فکر کنم باید بکنی اینه که همه رو بسپاری دست خدا و تا اونجایی که وظیفته تلاشت رو بکنی. تا بعدا کله ای نباشه... فقط همین.[قلب] واسه ازدواج تصمیم خیلی عالی ای گرفتی. ایشالا بهترین رو از بین همشون انتخاب کنی و خدا بهت زیباترین زندگی مشترک رو هدیه کنه. کافیه یه آدمی مث تو باشه. فرشته ی آسمونی... مهربون. پاک. دوست داشتنی و عزیز...[ماچ] دعا کردم از ته دلم که همه چی اونطور که تو دوست داری پیش بره

دريا

سلام زیبا تبریک می گم

تي تي

سلام زيباي عزيزم چقدر خوشحالم از اين تصميمي كه گرفتي ...اميدوارم خدا كمكت كنه كه بهترين تصميم رو بگيري و در كنار اين شخص خوشبخت خوشبخت بشي...عذرت براي اين غيبت طولاني كاملا موجهه[بغل]

نجمه

سلام دوستم بابت اتفاقی که افتاده خوشحالم و سعادت رو برات ارزو میکنم نگران نباش یه یار برای کمک تو نگرانیات برات فرستاده شکر گذار باش. خوشبختی تو آرزومه شاد باشی از ظهور مولا یا علی

امير حسين

سلام آجی زیبای مهربونم .. آجی به سلامتی انشاا... داری عروس می شی [دست][گل] این آقا داماد خوشبخت کی هست ؟؟ من یکی که خیلی خوشحالم و مطمئنم محسن هم الان خیلی خوشحاله اینو مطمئنم ... آجی حتما یه خبری به من بده .. منتظرم ..یا حق[خداحافظ]

سروناز

سلا م زیبا جون مرسی از این که به وبلاگ من سرزدی وبلاگ شما مثل اسمتان زیباست[گل]

محمد

امشب دعای ذهنم خوشبختی تو باشد حتی اگر درونم تصویر تو نباشد