تولد

سلام

صبح که از خواب بیدار شدم چند تا پیامک قشنگ اومده بود بااین مضمون:

 

الهی زنده باشی نازنینم

بخندی از لبانت گل بچینم

فقط یک آرزو دارم و آن هم

غروب چشمهایت را نبینم

تولدت مبارک

 

******

یه بغل گل یاس و یه سبد ستاره و یک دنیا عشق پیشکش تو به خاطر زیباترین روز دنیا که روز تولد توست .....تولدت مبارک

 

******

شکسپیر : هراز گاهی برای آنانکه دوستشان داری نشانه ای بفرست تا به یادشان آوری که برایت عزیزند و این آن نشانه است .....تولدت مبارک

 

*********

باز باران بارید

     خیس شد خاطره ها

            مرحبا بر دل ابری هوا

                     هر کجا هستی باش

                                      آسمانت آبی

                                        و تمام دلت از غصه دنیا خالی

 

                 *****   تولدت مبارک ********

 

 

و ساعت 00:01 بامداد

هر روز برایت رویایی باشد در دست ، نه دور دست

عشقی باشد در دل ، نه در سر

و دلیلی باشد برای زندگی نه برای روزمرگی

تولدت مبارک

***********


ااااااااااااا   شما هم فهمیدین چه خبره؟؟؟

ایول IQ

برید یک تست بدید فکر کنم مراکز سمپاد حقتون رو خوردن

 

.

.

.

آره تولدمه

اوهاوهاوهاوهاوه

خجالت ندین تو رو خدا

اوهاوهاوهاوهاوه

 

شما پیامک قشنگ تر دارین بفرستین........

 

خدایا ازت ممنونم

/ 31 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برگریزان

تولدت مبارک [گل][ماچ][قلب]

سجاد

سلام درست دیر فهمیدم ولی تولدت مبارک.............. امیدوارم مثل گل باشی ولی عمرت مثل گل نباشه...........

مهدیس

سلام دوتم آآآآآآآآآآآآآآآآآبم... بدو بیاااا...[گل]

ALONE

دیره ولی خوب تفلدت مبارک. ای کاش یه روز تولد من هم یکی اسی بده و تبریکی بگه. صبح ادم نشاط میگیره

نوید

سلام تولدت مبارک ببخشید که دیر شد نمیدونستم [گل]

مهراوه

سلام[گل] دوست زیبای من تولدت مبارک

محمد علی رضایی

“پدر نگاه کن! درختهاحرکت می کنند” مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند. ناگهان پسر دوباره فریاد زد: “پدر نگاه کن! دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند!” زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد. چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: “پدر نگاه کن! باران می بارد،‌ آب روی من چکید.” زوج جوان دیگر طاق نیاوردند و از مرد مسن پرسیدند: “‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟” مرد مسن گفت: “ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم… امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند.” ............................................................. تو رو خدا درباره مردم زود قضاوت نکنیم اصلا قضاوت در مورد مردم کار ما نیست کار خداست.... ............................................................ بچه ها دعا کنید دعا... انشاالله مشکلات همه حل بشه....

bahareh

سلام گلم آپم منتظرم زووووووووووووووووود بيا

رضا

یاد داری که وقت زادن تو همه خندان بدنند تو گریان انچنان زی که وقت رفتن تو همه گریان شوند و تو خندان ........................... تولدت مبارک