ادامه نصفه و نیمه

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

نمی دونم شاید فقط من این طوری هستم یا شاید همه آدما خودشون رو خوب می بینن و بقیه رو !!!

دلم شدیدا گرفته . جدیدا هم وقتی دلتنگ می شم دیگه نمی تونم بنویسم . شاید به نظر خیلی ها حالا که ازدواج کردم  دیگه نیازی به نوشتن ندارم . اما درستش اینه که حال و حوصله نوشتن رو هم ندارم .

خیلی بداخلاق شدم و عصبی . زود از کوره در می رم و حال و حوصله هیچ جا رو ندارم .

دلم نمی خواد از خونه بیرون برم .

الانم که ساعت ٩ شبه و دو تا از داداشام رفتن مسافرت و کوچیکه هم الان رفته بیرون من خونه تنهامو بابا هم زنگ زده شام نمیاد . امشبم ماکارونی درست کرده بودم که نیومد .

ظهر یه مطلب نوشته بودم که آپ کنم اما نشد و الانم تنهای تنهام

پر از سکوتم پر حرف

به بهونه پیاز اشکام می ریزه ... به بهونه خستگی دراز می کشم و به بهونه درد دندون غذا نمی خورم .

خدایا فقط یه بار ناشکری کردم و جزاش رو دیدم بازم شکرت .

خدایا من توی امتحان صبرت یه وقتایی رد شدم و الانم شاگرد تجدیدی شهریورم .

خدایا من فکر می کردم اگر یه روی سکه خط خطی بود یه روی دیگه اش شیره  اما الان می بینم من خودمم که باید شیر باشم .

خداجونم من می خواستم متفاوت زندگی کنم و رفتم دنبال یه آدم متفاوت اما یادم رفت که توی دفتر زندگی حاشیه ها هم جایی برای نوشتن داره

خدای مهربونم من خواستم محبت کنم که فاصله ها کم باشه و جمع خانوادم محکم دریغ از اینکه من تنهایی یه خانواده نبودم

خدا جون من زندگی رو سخت نگرفتم تا بتونم ثابت کنم توی سختی ها هم راحتی هست

آره خداجونم اون قدر حرف دارم و اون قدر نیاز به یکی که حرفام رو بشنوه و دور و برم رو که دیدم فقط مثل همیشه صدای نزدیکم رو شنیدم که تو بودی با اون همه عظمت توی قلب کوچیک من

وقتی بعد از نماز فکر کردم دیدم بازم باید سکوت کنم و فقط یه تفاوتی بین سکوتم الان با اون وقت هست اونم اینکه الان ....!!!!

نمی دونم کجای پیشونیم نوشته پل !!!! انگاری وسیله ام واسه رسیدن مثل یه جت

بازم شکرت خدا

خدایا بهم قدرت بده بتونم خوب باشم

بتونم بازم ببخشم

بتونم بازم دیده ها رو نبینم و شنیده ها رو نشنوم

خدایا بهم کمک کن بتونم به خودم کمک کنم

امشب از سر لجبازی گفتم نمی خوام ...بزنم. اما یه کم که فکر کردم دیدم من که جز خودم کسی رو ندارم بهم کمک کنه و به فکرم باشه پس بهتره مواظب خودم باشم .

خدایا به اندازه این ٨ سالی که گذشت و صداش نزدم ، صداش زدم . ولی جوابم رو نداد

خدایا تو شاهد باش هر کاری می کنم اول به خاطر توئه و بعد به خاطر اون .

می بینی گل مریم لباش خشک شده ....گلوش خشک شده ...بی قراره توئه و داره صدات می زنه

بازم می خوای فقط نگاه کنی و بگی اینا همه اش می گذره؟!!

دلم می خواد یه کم با خودم خلوت کنم

من چی هستم و کی هستم ...؟!!

اینجا چی کار می کنم؟؟ واقعا اینجا چی کار می کنم .

بعضی چیزا انگاری توهمه و خیال .

خدایا نجاتم بده

می گه : تا حالا اگه به خاطر خیلی ها از خیلی چیزا گذشتی الان دیگه وقتشه بجنب که وقت داره می گذره

تمام افتخارت به این بوده که مغرورانه ایستادی و پیروز شدی . نباید به این راحتی ها جا بزنی ... زیبا توی فرهنگ لغتش جا زدن معنی نداره .

خدایاااااااااااااااا کمکم کن جز تو هیچ کسی رو ندارم

قدم اول : تا ٢٠ شهریور وقت دارم کتاب رو تموم کنم .

قدم دوم : دلم واسه دریا تنگ شده . میخوام براش نامه بنویسم

س  ک و ت

 

/ 5 نظر / 15 بازدید
اقاقیا

سلام دوست خوبم این مشکل تقریبا عمومیه اگه کسی گفت نه احتمالا پز خوشبختی میده خصوصا یکی دو سال اول بعد کم کم انسان آداپته می شه[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سال اول باید ساخت بعد باید سوخت به قول مولانا[گل][خنده][نیشخند][لبخند][دست][هورا] خام بودم پخته شدم سوختم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

عقیق

[لبخند] [سوال] سلام مومن تنها نیست ! و تنهایی بهترین نعمته ! [گل]

داوود

سلام...می بینم که خسته و کلافه شدی...گفته بودم که تو هم استثناء نیستی...تو هم یه انسانی با همه محدویت ها ونیاز مندی ها...میبخواستی معمولی نباشی که شدی...توقع هیچ قدرانی از هیچکس نداشته باش...اما با هرکس به اندازه ظرفیتش برخورد کن...حاشیه هارو کنار بزن...المومن ملفوفه بلبلایا...مو من در بلا پیچیده شده است...هیچکس به اندازه پیامبران وامامان اذیت وازار نشده...تو یه کار ساده به اسم ازدواج انجام دادی...تسلیم مشکلات نشو...سوار مشکلات شو...مگه نمیخوای همان زیبا بمانی...با دریا یا بی دریا...[گل]

آخرین بهانه اولین شکست اولین شکست آخرین بهانه به بهانه چشمهایت می مانم

مریم!

سلام عزیزم چطوری زیبا جونم؟ عزیزم قوی باش مثل همیشه که بودی[لبخند] همهمون بعضی وقتا اینجوری می شیم می شینیم دلمون نمی خواد با کسی حرف بزنیم تنها باشیم اشک بریزیم اما این نیز می گذرد[لبخند] [قلب][ماچ]