این روزها دلم عجیب گرفته است

 

سلام دریای مهربان من

یک سال گذشت وعموی مهربانم رفته است

کسی نمی داند که به من چه گذشته است

هر کس به هوای خود از او یاد می کند

من اما یاد او مرا هر روز صدا می کند

تنها آنچه که مرا کمی آرام میکند

غم  حسین است که فاطمه برآن گریه می کند

سختی دراین دنیا امانم بریده است

آنچه امیدی است صبرزینب است

 

خدایا نمی دانم به کدام نام بخوانمت

یا شافی یا وافی

یا صابر یا واحد

 ..

کاش دریای من !به من هم می آموختی که این وقت ها خدا را به کدامین نام بخوانم تا پاسخم گوید

گاهی می گویم خوب شد محرم آمد تا با گریه بر حسین داغ خود را کمی آرام کنم

هر روز بیشتر احساس تنهایی می کنم

هرروز وقتی به دور و برم نگاه می کنم و کسی را نمی بینم بیشتر تنها می شوم

هر روز وقتی جایی را ندارم که بروم بیشتر گریه می کنم

هر روز وقتی زخم های درد می گیرد و فریادم در سینه خاموش می شود بیشتر صدایم می گیرد

نمی دانم چه باید کرد

صبر و صبر و صبر

تنها چاره ی بی مالیاتی است که سنگینی اش بدتر از هر چیز دیگری است

کاش جایی بود که کمی گریه می کردم تا آرام شوم

توان حرکت ندارم و خسته ام

خسته ام

خدایا تو آرامم کن

باز هم صدایم همین جا خاموش می شود

دریایم برایم دعا نمی کنی

من باز هم جز تو کسی را ندارم همچون همیشه

باز هم محتاج دعاهای تو ام

برایم دعا کن

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عقیق

سلام عزیزم خوبی؟ هر بار که اینچنین دلت میگیره به داشته هات فکر کن که بیشمارن... هیچ کس تنها نسیت و تنهایی تنها برازنده ذات اقدس الله هست و بس... وقتی داشته هات تونستی بشماری،بعد ... نگرانی از دلت میره چون میبینی خیلی دستات پرتر از نیمی از مردمان عالمه... فذکر الله...

مقدم

میدونم چقدر سخته .هرچی زمان میگذره از روش باورش سخت تر و سخت تر میشه. من هم عزیزانی رو از دست دادم.پارسال بابا بزرگم و امسال مادر بزرگمو که خـــــــــــــــــــــبلی دوستش داشتم[گل]

برگریزان

آنگاه که تنهایی تو را آزار میدهد به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده است...همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست، گاه فرصتی است برای دلتنگ شدن...

سجاد

فرا رسیدن ماه محرم را به شما تسلیت عرض می کنم.

سجاد

فرا رسیدن ماه محرم را به شما تسلیت عرض می کنم.

زلال

ایام محرم تسلیت ... . خب گاهی آدم تنها میشه یا حس تنهایی میکنه . اینجور مواقع باید بدونه که ممکنه خدا خواسته که فارغ از دیگران فقط به اون توجه کنی ... [فرشته] . التماس دعا [گل]

محمدعلی رضایی

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است. --------------------------------------------------- با سلا م باز هم از محبت های صمیمانه ات خیلی ممنونم وتوی این شبهای عزیز از خدا برات خیر دنیا و آخرت درهم جواری با مولا رو می خوام در پناه حق شاد و امید وار التماس دعای فراوان

مهربانو

خسته ام خدایا تو آرامم کن ممنون درخشنده ی زیبا لذت بردم [ماچ]

سما

وبلاگ جالب و زیبایی داری .متنت واقعا قشنگ بود..

محمدعلی رضایی

با سلام وادب امید وارم که روز ایام به خوبی وخوشی باشه[گل][گل][گل] همیشه وقتی وبلاگتونو باز می کنم مطالبی می بینم که برام جالب توجه دست مریزاد به حسن سلیقه ات[گل][گل][گل] ممنونم که کلیک رنجه نمودی وهمچنین از نظر قشنگت[گل][گل][گل] امید وارم از داستانی که برات می گذارم خوشت بیاد[گل][گل][گل] روزی مرد جوانی نزد شری راما کریشنا رفت و گفت: می خواهم خدا را همین الآن ببینم. کریشنا گفت: قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی. او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب. هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت. وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمی تواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود. در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس می کشید کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر می کردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟ مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر می کردم هوا بود. کریشنا گفت: درست است. حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید.[