تولد

سلام

اولین سالی که اینجا تولد گرفتم توی دنیای وبلاگ نویسی مطلبم همچین چیزی بود :

صدای گریه میاد...
خانوم چندمین بچه اته...
سومی...دو تا پسر دارم...
به سلامتی...این یکی دختره....مبارکه.

خوب دیگه مثلا امروز روز تولدمنه...
چی بگم...به هیچ حسی رسیدم
برنامه ریزی کردیم ...تو ویلامون خزر شهر یه جشن حسابی بگیریم لب ساحل...
همه هم دعوت....
اما با عرض معذرتبه علت سرما خوردگی اینجانب...متولد شده....برنامه بر گزار نمی شه..حیوونکی جواد رضویان ...پا شد اومد شمال واسه ما برنامه اجرا کنه....
یه کیک بزرگ هم سفارش دادیم...چون من خودم که نمی تونم بخورم...دادیم گداهای محل یه دعایی واسه تعجیل در فوت ما بکنند
خوب دیگه....
یکی نیست بگه اخه چیز قحطی بود بخوری که سرما خوردی....
یه چیز دیگه ...احتمالا شنبه دختر عمو عزیزم //آریانا// دنیا میاد....
یه پیشنهادی دارم....هر کی دوست داره بیاد تولد بره بهترین کافه شهرشون....هر چی دوست داره سفارش بده...به حساب خودش
خوش بگذره

 

و از اون موقع ۵ سالی می گذره ...

دختر عموی نازم آریانا الان ۵ سالشه و من ٢۵

وقتی آرشیو رو نگاه می کنم و آپدیت مربوط به هر سال رو می خونم می بینم در عرض یک سال چقدر چیزها تغییر می کنه

یه سال آریانا دنیا اومد

سال بعد جای دیگه ... کنار دریا تولد گرفتیم

سال بعدش روز تولدم رو نوبت دکتر داشتم

و سال بعد ...

دونه دونه نوشته های این وبلاگ حتی اگر فقط یه جمله بوده برام پر از معنیه ...

همه ی کامنت هایی که برام گذاشته شده برام پر از خاطره است

و امسال هم روز تولدم  تنها نیستم ...گاهی دلم تنگ می شه واسه خیلی چیزا و خیلی ها

اما باز یا توی خودم حفظش می کنم و یا می زنه به سرم که !!!

چند تا چیز مشترک توی روز تولدم اینا هستن

یکی این که شب قبلش بارون می باره ...مثل دیشب وقتی ساعت ١ بامداد توی خیابون های خلوت شهر گشت می زدیم و دستم رو از ماشین بیرون گذاشته بودم و به خودم می گفتم هنوزم خدا دوستم داره چون دستام هنوز هم پر از نم بارون می شه

دیگه این که روز تولدم شام یا افطاری مهمان دارم حدود ٢٠ نفر

البته شاید خیلی به تولدم هم ربطی نداشته باشه و امسال هم افطاری مهمان دارم

و شب تولدم تنهام ....

 

صبح روز تولدت دانه بادبادکها را حتما برایشان بریزی 

 آب رنگ آبی رنگین کمان هم یادت نرود 

 یادت باشد کلاغ مترسک مزرعه را خوب واکس بزنی بیچاره قرار ملاقاتی دارد با آن قناری لوند سر کوچه 

  راستی چکاوک هم التماس دعا داشت برای لاک سرخ رنگی که به او قول داده بودی 

 صبح تولدت باغ را خوب قسمت کن 

 مبادا زنجره ای بعدا گلگی کند که سهم کمی به من رسید 

 گوشه خاطره درخت انجیر را هم برای من نگهدار 

 شاید قبل از سرخ تر شدن فلق یونیکورن دلش به حال من خسته بسوزد و با شاخش مرا پیش تو

 بفرستد 

 کادویی هم آورده ام 

 تمام سپید بختی عروس های نثارت

 

ممنون از همه کسانی تبریک گفتند

خدایا ازت ممنون بابت همه چیز

بهم کمک کن که همون طور که تو می خوای رفتار کنم

لبخندقلبفرشته

 

/ 44 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم!

سلام زیبا جونم مرسیییییییییییییی ممنونمممممممممممممممممممممممممم [ماچ][قلب]

مریم!

بازم ممنونم ازت زیبا جونممممممم [ماچ][قلب][گل]

م.عروج

سلام خواهري بازم تبريك مي گم يه عالمه. اميدوارم هميشه خوشبخت باشي قد دونه هاي بارون [دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا] يه كم دير شد خب ببخشيد. . راستي مگه آريانا اسم پسر نيست؟؟؟ به جون خودم پسر خاله ام اسم پسرش رو گذاشته آريانا!!! . شاد باشي [گل][گل][گل]

مرد دلتنگ

سلام... تولدتون مبارک[گل]

علی حجازی

سلام گل ناز تو بزد نقش به نقش ایام نازنین زیبا ایام به کام ساله عمر کنی شاد و سر زنده و سر مست و خرام روز گارت پر سبز چطوره اولا که فی البداهه بود ثانیا حالا بگو به حساب خودتون خودتون مهمان کنید [گل][شوخی[گل][شوخی][خداحافظ]

محمدواثق حسینی

سلام زیبای عزیز ! تولدت مبارک خانوم گل [گل]

فاطی

تولدت مبارک[قلب]

ایمان

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]

هومن

با تاخیر فراوان تولدت مبارک!

smr shayesteh

ممنون سر زدی تفلدت هم مبارک[گل][گل][دست][هورا]