خسته شدم

/ 2 نظر / 2 بازدید
مهربان

سلام دخترکم .از چه اينقدر ناراحتی . کاش می دانستم .اما مگر نمی گويی که دنيا ارزش ندارد .پس به خاطر چيزهای بی ارزش زندگی ات را تباه مکن . عزيزکم بنويس باز هم به خاطر من بنويس . اين بار به خاطر من بنويس . نوشتن تنها درمان دلتنگی های تو است . می دانم خسته ای از همه چيز ولی دخترکم راه گريزی نيست پس صبور باش صبور . شايد به واقع در اشتباه باشی . مگر نمی گويی که باور نداری . چرا اينقدر ساذه ای و به ديگرا ن اعتماد می کنی . مگر بارها چوب دلسوزی هايت را نخورده ای . مگر بارها چوب اين اعتماد را نخورده ای . پس صبور باش . او نيز که انتظارش را می کشی روزی خواهد آمد . می توانی برای سلامتی اش دعا کنی . تنفر را از خود دور کن . آن کسی که از او متنفر شوی ارزش اين تنفر را ندارد . می دانم دلت شکسته اما گل بيشتر از غنچه پيراهن پاره کرده تا گل شود . قدری آرام باش . کمی هم به خودت فکر کن . تو نياز داری که با خود تنها باشی . کمی هم به خودت استراحت بده . بيش از اندازه دور و بر خود را شلوغ کرده ای . عزيزکم اعتماد را فقط در حد معمول داشته باش . زندگی تو بيشتر ا ز اين ها می ارزد . نگران آن چيزی هم که هستی مباش . او نيز يا می رود و يا می