چند روز در خانه

سلام . آخرین مطلبم 8 شهریور بود اما این چند روز برام خیلی کند گذشت .

چند روزیه سر کار نمی رم  و توی خونه هستم .

به دلایل امنیتی

دیروز راحله اومدم خونه مون و گفت چون شاید سه شنبه و چهارشنبه مادر و پدرش از بلژیک میان نتونه واسه تولدم بیاد و یه شکلات خوری خیلی خوشکل برام هدیه آورد .

خبر که ندارید؟مثلا چهارشنبه تولدمه . پست چهارشنبه  سرجاشه .

نمی دونم اشکال از منه یا زمان ولی فرصت نمی کنم از هیچ دوستی خبر بگیرم .

می دونم اشکال از منه

وقتی اومدم شروع کنم به نوشتن خیلی حرف داشتم ولی الان!!!!

می خواید بگم این چند وقت چی گذشت ؟؟ هیچ چیز خاصی نشد

محمد آقا هم نیست و رفته واسه تأیید عنوان پایان نامه اش و برای استفاده از کتابخونه های تهران .

یه کتاب بهم داده بخونم بعد از سحری تا صبح مشغول خوندنشم . چیزای جالبی توش داره .

قرار بود این بار باهاش برم ولی برنامه م جور در نیومد . هفته دیگه هم که سر کار هستم شاید ...شاید که نه حتما نمی تونم برم ...می گه خودت نمی خوای

می خوام یه چیزی واسه خودم بخرم .

نمی دونم چرا ولی همین جوری الکی دلم گرفته

الکی الکی هم ....

دلم هوای امام رضا کرده .... چند شبه خواب می بینم رفتم زیارت

از داداشم مهدی بی خبرم . میدونم سرش خیلی شلوغه . خدا کنه همه چیز اون طوری که می خواد پیش بره

خبر مهم اینه که دختر خالم مزدوج شد و هیچ کس هم زمان عقدش حضور نداشت

و جالب تر این که نامزدش کارمند پدرشوهر منه

اگر از اول خاله ام می دونست نمی ذاشت این وصلت صورت بگیره

خیلی خوشحال شدم . خیلی . امیدوارم خوشبخت بشه .

دلم میخواد برم سفر

بدجوری دلم هوای سفر کرده

راحله و همسرش هم هفته آینده احتمالا می رن هند.

همه رفتن مسافرت غیراز منننننننننننننننناراحتگریه

مثلا در حال استراحتم !!!!

یاد روز تولد پارسالم افتادم ....

چه روز ی بود ...چقدر بهم سخت گذشت. اون همه مهمان و اون اتفاق آخر شب و کاری که بعدا انجام دادم ...خدا خیلی دوسم داشت که نذاشت با دست خودم برم توی چاه

هزار بار بهت میگم زیبا :   به هنگام خشم             نه دستور

                                                                     نه تصمیم

                                                                     نه تنبیه

 

خدایا ! تو رو به همین روزهای عزیز بهم کمک کن که کارهای که می خوام رو بتونم انجام بدم .

خدایا بهم قدرت بده که اول بتونم شفاف سازی کنم

                               دوم بتونم قوی تر باشم

                              سوم بتونم اعتقاد داشته باشم

                             چهارم بتونم بهشون عمل کنم

 

چهارشنبه آتیش بازیه ....یادتون باشه بن لادن چند سال پیش که واسم تولد گرفته بود برج دوقلو رو با خاک یکسان کرد ... حیوونکی می خواست برام آتیش بازی راه بندازه دیگه

چهارشنبه منتظرتونم ...بعد افطاری کیک تفلد هم داریم . امسال عمو پورنگ هم بهمون وقت نداد ...برو بچه فیتیله می خوان بیان شعر بخونن....

نیست که ما سه چهار تا بچه غول توی خونه داریم که جمعه به جمعه فیتیله می بینن واسه اینه که درخواست همچین برنامه رو دادیم ... فعلا

مرد دلتنگ عزیز خیلی وقته ازت بی خبرم ... هر چند که من میام وبلاگت ولی شما نمیای ...

التماس دعا

خیلی برام دعا کنید .نه از یان التماس دعا های حاجی وار چشمک

doa

 

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوگند

من که یه نظر طولانی برات نوشتم همون موقع که تو یاهو خبر دادی؟؟ به دستت نرسید؟؟؟[ناراحت]

منتظر تنها

سلام خوب هستید ...[لبخند] ممنون از حضورت و خوندن مطلب .[گل] اگرچه تا حدودی زندگی شخصی بود اما جالب بود .[دست] از قبل تولدت و بهت تبریک میگم .[گل][هورا][گل] امیدوارم موفق باشی. یا علی (ع)[خداحافظ][گل]

مریم!

سلاممممممممممممممممممممم زیبا جونم خوبی عزیزم؟ عزیزم پیشاپیش تقللدتو تبریککک می گمممم[ماچ][لبخند] منم فیتیله می بینم[خجالت] راستییییی من دارم دانشجو می شم[عینک][نیشخند] مهندس عمران! امروز رفتم عکس بگیرم یارو هی می گفت برا مدرسته؟ منم کلی کفری شدم تا مامانم گفت نه واسه دانشگاهه[نیشخند] بازم مبروککککککککک عزیزم بابای[ماچ][گل]

مریم!

راستی زیبا جونم تو فقط یه روز از من بزرگتری[نیشخند] تقلد منم 5شنبست! 21 شهریور [گل]

علی حجازی

سلام راحت می نویسی و قشنگ . سطح کار یا گستردکی فکت معرکه است راحت از این قست به ان قسمت شیفت می کنی . آدمی وقتی با نوشته ات پیش می ره احساس غربت و نا آشنایی نمی کنه . حرف ها و نوشته هات از جنس روزه . قوی بشی تو این سبک می شی نوسنده رئالیسم اما بایست خوند خیلی . و قبل از خواندن هر رمان بهراست بیو گرافی (شرح حال / زندگینامه )نویسنده کتاب وچند نقد بر رمان را بخوانی تا سر نخ دست بیاد . محمد آقاتم که موافق با خواندن کتاب است بحمدالله و این یعنی نور علی نور راستی تولدت هم مبارک

کوشا

سلام . یه مقدار نوشته هاتون رو توصیفی تر کنید .

تی تی

سلام عزيزم تولدت پيشاپيش مبارك باشه.پس توهم شهريوري هستي[ماچ]

م.عروج

سلام خواهری یادمه چه آتیش بازیی راه انداختن روز توفلدت. کیک هم میایم می خوریم. ما که تا حالا کلی تبریک گفتیم. سهم ما از کیکی پس باید بیشتر باشه نه؟ [نیشخند] . تولدت مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررک [دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا] من همه دوستام رو دعا می کنم البته اگه لایق باشم. شما هم برای ما دعا کن گلم. [گل][گل][گل]

مریم!

تقلللدت مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]